ماشهلغتنامه دهخداماشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) به معنی انبر باشد و آن افزاری است زرگران و مسگران و آهنگران را و عربان کلبتان خوانند. (برهان ). آلتی است آهنی آهنگران را که گرم کرده ب
ماشهفرهنگ انتشارات معین(ش ) (اِ.) 1 - انبر. 2 - آلتی است در اسلحة گرم که با کشیدن آن تیر شلیک می شود.
ماشهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (نظامی) آلتی در تفنگ در زیر چخماق که با کشیدن آن چخماق به سوزن و ته چاشنی میخورد و فشنگ منفجر میشود.۲. [قدیمی] انبر.
ماشهرانلغتنامه دهخداماشهران . [ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان رودخانه است که در بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع است و 350 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).