ملتقالغتنامه دهخداملتقا. [ م ُ ت َ ] (ع اِ) جای دیدار کردن . (آنندراج ). مأخوذ از تازی ، جای به هم رسیدن و محل ملاقات . (ناظم الاطباء). مُلتَقی ̍ : نه فانی نه باقی گیاه است ازآن
متقابلاًلغتنامه دهخدامتقابلاً.[ م ُ ت َ ب ِ لَن ْ ] (ع ق ) در مقابل . در برابر: ما هم متقابلاً بشما تبریک میگوئیم . (فرهنگ فارسی معین ).
متقابلفرهنگ مترادف و متضاد۱. روبرو، رویارو، محاذی ۲. همراس ≠ متخارج ۳. دوسویه، دوطرفه ≠ یکطرفه، یکسویه