ملاعلغتنامه دهخداملاع . [ م َ ] (ع اِ) دشت بی نبات . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زمینی است که عقاب را بدو نسبت کنند. گویند: اودت بهم عقاب ملاع
ملاعجهلغتنامه دهخداملاعجه .[ م ُ ع َ ج َ ] (ع مص ) دشوار شدن کار بر کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ملاعبداﷲتونیلغتنامه دهخداملاعبداﷲتونی . [ م ُل ْ لا ع َ دُل ْ لا هَِ ] (اِخ ) ابن محمد، معروف به فاضل تونی از علما و فقهای قرن یازدهم هجری است (متوفی به سال 1071 هَ . ق .). مدتها در اصف