مباینتفرهنگ مترادف و متضاد۱. اختلاف، تباین، تفاوت، تمایز، مغایرت ≠ تماثل ۲. دشمنی، خصومت ۳. تضاد، ضدیت ۴. مخالف بودن، اختلاف داشتن
مباینتلغتنامه دهخدامباینت . [ م ُ ی َ ن َ ] (ع اِمص ) (از «مباینة» عربی ) ناسازواری . ناسازگاری . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مأخوذ ازتازی ، جدائی و دوری و تفاوت وبینونت . (ناظم
مبایعتلغتنامه دهخدامبایعت . [ م ُ ی َ ع َ ] (ع اِمص ) (از: مبایعة» عربی ) مبایعه . بیعت کردن : طبقات مردم از صدق یقین و خلوص اعتقاد دست به مبایعت او یازیدند و به امامت او تبرک جست
مباینلغتنامه دهخدامباین . [ م ُ ی ِ ] (ع ص ) ناسازوار. مخالف . ناسازگار. که بینونت دارد. جدا. ج ، مباینات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چنانکه اندرهندسه گویند که هر مقداری مشار
مبایناتلغتنامه دهخدامباینات . [ م ُ ی َ / ی ِ ] (ع اِ) ج ِ مباینه . اختلافات . جداییها : آنچه از ایشان و در ایشان واقع باشد از مباینات و مخالفات ... (اوصاف الاشراف ).