LETدیکشنری انگلیسی به فارسیاجازه دهید، مانع، انسداد، اجاره دهی، اجازه دادن، گذاشتن، رها کردن، ول کردن، اجاره دادن، اجاره رفتن، درنگ کردن
مؤثفلغتنامه دهخدامؤثف . [ م ُ ءَث ْ ث َ ] (ع ص ) مرد کوتاه پهناور و نازک پرگوشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مؤثفةلغتنامه دهخدامؤثفة. [ م ُءْ ث َ ف َ ] (ع ص ) نعت مفعولی مؤنث از اثفاء. (یادداشت مؤلف ). ج ، مؤثفات . رجوع به مؤثفات شود. || دیگ بر سه پایه نهاده . (ناظم الاطباء).
مؤثفةلغتنامه دهخدامؤثفة. [ م ُ ءَث ْ ث َ ف َ ] (ع ص ) تأنیث مؤثف . (منتهی الارب ). رجوع به مؤثف شود.
مؤثفلغتنامه دهخدامؤثف . [ م ُ ءَث ْ ث ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از تأثیف . (از منتهی الارب ، ماده ٔ اث ف ). نهنده . (آنندراج ). آن که دیگ را بر دیگدان و بر سه پایه می نهد. (ناظم ال
اجازه دادندیکشنری فارسی به انگلیسیallow, accredit, authorize, empower, let, OK, permit, sanction, suffer, warrant