رگکردگیlet downواژههای مصوب فرهنگستاناحساس سوزش و خارش محسوس در سینهها توأم با حرکت شیر در مجاری شیر
بازتاب روانشیریmilk ejection reflex, let-down reflex, milk let-down reflexواژههای مصوب فرهنگستانواکنشی در پستان زنان شیرده در پی تحریک لمسی مامک که با رها شدن شیر از آن همراه است
LETدیکشنری انگلیسی به فارسیاجازه دهید، مانع، انسداد، اجاره دهی، اجازه دادن، گذاشتن، رها کردن، ول کردن، اجاره دادن، اجاره رفتن، درنگ کردن
مؤثفلغتنامه دهخدامؤثف . [ م ُ ءَث ْ ث َ ] (ع ص ) مرد کوتاه پهناور و نازک پرگوشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مؤثفةلغتنامه دهخدامؤثفة. [ م ُءْ ث َ ف َ ] (ع ص ) نعت مفعولی مؤنث از اثفاء. (یادداشت مؤلف ). ج ، مؤثفات . رجوع به مؤثفات شود. || دیگ بر سه پایه نهاده . (ناظم الاطباء).
مؤثفةلغتنامه دهخدامؤثفة. [ م ُ ءَث ْ ث َ ف َ ] (ع ص ) تأنیث مؤثف . (منتهی الارب ). رجوع به مؤثف شود.
مؤثفلغتنامه دهخدامؤثف . [ م ُ ءَث ْ ث ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از تأثیف . (از منتهی الارب ، ماده ٔ اث ف ). نهنده . (آنندراج ). آن که دیگ را بر دیگدان و بر سه پایه می نهد. (ناظم ال
سرخوردگیدیکشنری فارسی به انگلیسیdent, despair, disappointment, discouragement, disenchantment, disillusionment, frustration, letdown, repulsion, slough
نومیدیدیکشنری فارسی به انگلیسیanticlimax, despair, desperation, disappointment, discouragement, hopelessness, letdown, slough