میدنلغتنامه دهخدامیدن . [ دَ ] (مص ) نو بودن و مجدد بودن . (ناظم الاطباء). مجدد و نو بودن . ضد کهنه . (انجمن آرا) (آنندراج ). به معنی مجدد و نو بودن است که در مقابل کهنه وکهنگی
چمیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. خرامیدن، نازان راهرفتن، با ناز راه رفتن، نازیدن ۲. پیچوتابخوردن ۳. تاخت آوردن، جولان دادن، تاختن
کمیدنلغتنامه دهخداکمیدن . [ ک َ دَ ] (مص ) کم شدن . (آنندراج ). کم شدن و ناقص گشتن . || برآمدن پله ٔ ترازو. (ناظم الاطباء).