میشهلغتنامه دهخدامیشه . [ ش َ ] (اِخ ) نام اولین مرد. (ناظم الاطباء). مشیه . حضرت آدم علیه السلام . (آنندراج ). و رجوع به میشی و مشیه شود.
میشه پارهلغتنامه دهخدامیشه پاره . [ ش َ رَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای چهارگانه ٔ بخش کلیبر شهرستان اهر. این دهستان در قسمت باختری بخش واقع و هوای آن نسبتاً معتدل و آب دیه های آن ا
میشه دهلغتنامه دهخدامیشه ده . [ ش َ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در 24هزارگزی جنوب باختری مهاباد با 251 تن سکنه . آب آن از رودخانه و راه آ
گل میشهلغتنامه دهخداگل میشه . [گ ُ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد واقع در 23هزارگزی شمال باختری آغ کند و 4هزارگزی راه شوسه ٔ میانه به زنجان .
باغ میشهلغتنامه دهخداباغ میشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِخ ) نام محلی در تبریز که ظاهراً مردم این شهر بتحریک روسها و درباریهای طهران علیه عباس میرزا در واقعه ٔ«میرفتاح » در آنجا تجمع کرده ب