مزغلغتنامه دهخدامزغ . [ م َ] (اِ) مغز. مخ . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : ای زیرکان خداوندان مزغ و خداوندان خرد (در ترجمه ٔ یااولی الالباب ). (کشف الاسرار ج 1 ص 472). || مغز دا
مزغئدلغتنامه دهخدامزغئد. [ م ُ غ َ ءِدد ] (ع ص ) خشمناک . غضبان . (منتهی الارب ماده ٔ «زغ د») (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).