مذیللغتنامه دهخدامذیل . [ م َ ] (ع ص ) بسیار تفته و بی قرار. (منتهی الارب ). مریضی که قرار و آرام ندارد و ضعیف است . (از اقرب الموارد). رجوع به مذل و مذال شود. || فاش کننده ٔ را
مذیللغتنامه دهخدامذیل . [ م ُ ذَی ْ ی َ] (ع ص ) درازدامن : رداء مذیل ؛ چادر درازدامان . (از منتهی الارب ). با دامن بلند. (یادداشت مؤلف ). طویل الذیل . (اقرب الموارد) (از متن ال
مذیلفرهنگ انتشارات معین(مُ ذَ یَّ) [ ع . ] (اِمف .) 1 - دامن دار. 2 - کتاب یا رساله ای که در ذیل آن شرح داشته باشد.
مذیلفرهنگ انتشارات معین(مَ ذَ یِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - کسی که دامن جامه را بلند سازد. 2 - آنکه بر مطلبی یا کتابی ذیلی نویسد.
تجنیس مذیللغتنامه دهخداتجنیس مذیل . [ ت َ س ِ م ُ ذَی ْ ی َ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به تجنیس زاید شود.