lateدیکشنری انگلیسی به فارسیدیر است، اخیرا، تا دیر وقت، تا دیرگاه، بیگاه، دیر، مرحوم، گذشته، اخیر، کند، تازه
اکثریت واپسینlate majorityواژههای مصوب فرهنگستانگروهی از افراد که فنّاوری و نوآوری را اندکی دیرتر از اکثریت آغازین میپذیرند و معیار اصلی برای آنها سودمندی است
پیایند پسینlate-seral stageواژههای مصوب فرهنگستانمرحلۀ نهایی حیات یک تودۀ جنگلی از رسیدن به ابعاد تجاری تا رسیدن به حداکثر متوسط رویش سالانه