landscapeدیکشنری انگلیسی به فارسیچشم انداز، منظره، خاکبرداری وخیابان بندی کردن، دور نما، با منظره تزئين کردن
ارزیابی منظرlandscape evaluationواژههای مصوب فرهنگستانارزیابی کمّی کیفیات منظر ازلحاظ بصری و زیباییشناختی و فرهنگی برای برنامهریزیهای عمرانی یا حفاظت محیطزیست
الگوی منظرlandscape patternواژههای مصوب فرهنگستانتعداد و فراوانی و ابعاد و همجواری عناصر منظر که در تعیین یا توصیف فرایندهای بومشناختی اهمیت دارند