نعفلغتنامه دهخدانعف . [ ن َ ] (ع اِ) جای بلند همواری که فرود از کوه باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || مکان مرتفع. (اقرب الموارد از اساس ). || جای بلند از فرود رودبار. || مقدم
نعفةلغتنامه دهخدانعفة. [ ن َ ع َ ف َ ] (ع اِ) غده ٔ گوشت تباه شده . (ناظم الاطباء). بند گوشت تباه شده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). عقده ٔ فاسدشده در گوشت . (از اقرب الموارد)(
نعفةلغتنامه دهخدانعفة. [ ن َ ف َ ] (ع اِ) دوال کفش که بر پشت پای از جانب چپ قدم باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
نعوفلغتنامه دهخدانعوف . [ ن َ ] (ع ص ) اُذن نعوف ؛ گوش فروهشته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ناعفة. مسترخیة. (از اقرب الموارد).