302 مدخل
نفس زنان . [ ن َ ف َ زَ ] (ق مرکب ) در حال نفس زدن . در حال به سرعت نفس زدن .
pant
breathless, puffy, winded
gasp
منقطع التنفس
۱. آن، لحظه، لمحه ۲. آه، نسمت، نسمه ۳. تنفس، دم
ktş