نسلغتنامه دهخدانس . [ ن َ ] (اِ) سایه . || درختستان . گلستان . || خانه . || مأخوذ از عربی ، رگ و پی و عصب . (ناظم الاطباء).
نسلغتنامه دهخدانس . [ ن َس س ] (ع مص ) پراکنده گردیدن موی سر. (از منتهی الارب )(از آنندراج ) (ناظم الاطباء). || بانگ برزدن و راندن شتران را. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). راند
نسلغتنامه دهخدانس . [ ن ُ ] (اِ) به معنی پوز باشد که گرداگرد لب و دهان است از جانب درون و بیرون . (برهان قاطع). گرداگرد دهان که پوز گویند. (از انجمن آرا) (آنندراج ) (از جهانگی
جنسلغتنامه دهخداجنس . [ ج ِ ] (ع اِ) قسمت و گونه از هر چیزی از مردم و جز آن و آن اعم از نوع است ، پس ابل (شتر) جنس است از بهایم . (منتهی الارب ) (کشاف اصطلاحات الفنون ). قسمتی
جنسلغتنامه دهخداجنس . [ ج َ ن َ ] (ع مص ) منجمد شدن آب و جز آن . فعل آن از نصر است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
جنسفرهنگ مترادف و متضاد۱. کالا، مالالتجاره، متاع ۲. تیره، سلسله، طایفه، قسم، نوع ۳. سرشت ۴. صنف، قبیل
یکشنبهگویش خلخالاَسکِستانی: yak šamba دِروی: yak šamba شالی: yak šamba کَجَلی: yek šamba کَرنَقی: yak šamba کَرینی: yak šamba کُلوری: yak šamba گیلَوانی: yak šamba لِردی: ya kš