نقبالغتنامه دهخدانقبا. [ ن ُ ق َ ] (ع اِ) مهتران . بزرگان . پیشوایان . (ناظم الاطباء). نقباء. ج ِ نقیب . رجوع به نقیب و نیز رجوع به نقباء شود.
نقباءلغتنامه دهخدانقباء. [ ن ُ ق َ ] (ع اِ) ج ِ نقیب . رجوع به نقیب شود. || در اصطلاح صوفیه ، کسانی هستند که برخفایای باطن مردم اشراف دارند و خفایای ضمایر مردم بر ایشان آشکار است
گلگون قبالغتنامه دهخداگلگون قبا. [ گ ُق َ ] (ص مرکب ) صفت کشته ای که لباس او خونین باشد. کشته ای که قبا و جامه ٔ او خون آلوده باشد : یوسف گلگون قبا وای علی اکبرم گم شده در کربلا وای