نقیرلغتنامه دهخدانقیر. [ ن َ ] (ع اِ)جوی استه ٔ خرما. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 101). چاهک دانه ٔ خرما. (صراح ) (ناظم الاطباء). چاهک پشت خسته ٔ خرما. (منتهی الارب ) (آنندراج ). چ
نقیرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. صوت؛ بانگ.۲. کندهکاری در سنگ یا چوب.۳. فرورفتگی یا شکاف روی هستۀ خرما.۴. اصل و تبار مرد.۵. کم. نقیر و قطمیر: [قدیمی]۱. کموبیش.۲. [مجاز] همهچیز.۳. [مجاز] ه
نقیرفرهنگ انتشارات معین(نَ) [ ع . ] 1 - (اِ.) اصل و حسب . 2 - شیار روی هستة خرما. 3 - (ص .) حقیر، اندک .
نقیرةلغتنامه دهخدانقیرة. [ ن َ رَ ] (ع اِ) سفینه ٔ کوچک که آن را جرم گویند. (از تاج العروس ) (از متن اللغة).
نقیرلولغتنامه دهخدانقیرلو.[ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر، در 51هزارگزی شمال شرقی مشکین شهر در منطقه ای کوهستانی و معتدل هوا واقع است و 167 تن سکنه د
حقیر نقیرلغتنامه دهخداحقیر نقیر. [ ح َ رِ ن َ ] (ترکیب وصفی ، از اتباع ) خرد و خوار. (مهذب الاسماء).