نقیضلغتنامه دهخدانقیض . [ ن َ ] (ع اِ) باشگونه ٔ چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (صراح ). مخالف . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نامانند. (زمخشری ). ناهمتا. (دها
نقیضةلغتنامه دهخدانقیضة. [ ن َ ض َ ] (ع اِ) مؤنث ِ نقیض . رجوع به نقیض شود. || راه در کوه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء)(از اقرب الموارد). || باشگونه جواب گفتن شعر ک