نحلهواژهنامه آزادمذهب ، کیش ، سیر تفکر ، روح حاکم بر تفکر ، نزدیک به معنای دیسکورس (گفتار زمانه ). (مدنی _فقه) هبه؛ هرچه از روی تبرع دهند، که در این صورت شامل وقف و صدقه و هبه و
نحلهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مذهب؛ دیانت.۲. (فقه، حقوق) بخشش؛ هبه.۳. (اسم مصدر) [قدیمی] کابین زن دادن.