کنتأولغتنامه دهخداکنتأو. [ ک ِ ت َءْوْ ] (ع ص ) از «ک ت ء» رسن سخت و قوی . (از تاج العروس ) (منتهی الارب ). الجمل الشدید . (اقرب الموارد) (محیط المحیط) (از متن اللغة). ریسمان سخ
نتاجلغتنامه دهخدانتاج . [ ن ِ ] (ع اِ) زه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نسل . نژاد. (ناظم الاطباء). زاده . زاد. || بچه ٔ بهیمه . (فرهنگ نظام ). || هنگام زاییدن . (ناظم الاطبا
نتاجفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نسل و نژاد.۲. آنچه از گله و رمه زاییده شود؛ بچهای که از چهارپایان به وجود آید.