نهرهلغتنامه دهخدانهره . [ ن َ رَ / رِ ] (اِ) آنین نهره باشد به زبان آذربایگان . (نسخه ای از لغت فرس اسدی ص 372، از یادداشت مؤلف ). آنین نهره بود که ماست و دوغ از یکدیگر جدا کنن
زالزالکگویش اصفهانی تکیه ای: giviǰ طاری: kiviǰ طامه ای: zâlzâlak طرقی: kiviǰ کشه ای: kiviǰ نطنزی: kiviǰ