نارمشکلغتنامه دهخدانارمشک . [ م ُ ] (اِمرکب ) نار هندی . و آن تخمی است سرخ رنگ و اندک سبزی در میان دارد و آن را به عربی رمان مصری خوانند و خاصیت آن نزدیک به سنبل است . (برهان قاطع
نارمشکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. درختی دارای برگهای دراز و باریک، چوب سخت و سرخرنگ، و گلهای سفید خوشبو که از آن عطر میگیرند.۲. میوۀ این گیاه که خوردنی است.