نارهلغتنامه دهخداناره . [ رَ / رِ ] (اِ) زبانه ٔ ترازو و زبانه ٔ قپان . (برهان ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (از ناظم الاطباء). رمانه ٔ کپان . (صحاح الفرس ). شاهین ترازو (شعوری
کنارهدیکشنری فارسی به انگلیسیborder, brink, coast, edge, edging, end, fringe, front, frontage, margin, rand, rim, selvage, selvedge, shore, small, strand, verge
جنارهلغتنامه دهخداجناره . [ ج ِ رَ ] (اِخ ) دهی است میان استرآباد و گرگان . (معجم البلدان ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). گروهی از دانشمندان بدان منسوبند. رجوع به معجم البلدان و الا
چنارهلغتنامه دهخداچناره . [ چ ِ رَ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: نام یکی از جویهای سرابی تویسرکان و محلی از اراضی مرغوب سرابی است که درکنار رود «کزندر» واقع شده است . از این