ناریلغتنامه دهخداناری . (اِ) جن و پری . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || (ص نسبی ) منسوب به آتش . آتشی . (ناظم الاطباء) : بیمار بد این ملکت زاو دور طبیب اوآشفته شده طبعش هم مائی و
ناریلغتنامه دهخداناری . (اِ) جامه ٔ پوشیدنی . (برهان ) (آنندراج ) (رشیدی ) (شمس اللغات ) (انجمن آرا) (جهانگیری ) (نظام ) (ناظم الاطباء) . لباس . (شعوری ).
ناریلغتنامه دهخداناری . (اِخ ) از دهات دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد است . در 24هزارگزی مغرب فریمان و 4هزارگزی جنوب راه مالرو عمومی فریمان به مشهد قرار دارد. هوایش معتدل
ناریلغتنامه دهخداناری . (اِخ ) از دهات دهستان نول بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه و در 14هزارگزی جنوب شرقی ارومیه و 5هزارگزی مغرب جاده ٔ شوسه ارومیه به مهاباد در دره ای سردسیر واقع اس
ناریلغتنامه دهخداناری . (اِخ ) دهی است جزء دهستان مرگور بخش سلوانا شهرستان ارومیه و در 10هزارگزی جنوب سلوانا و 1500گزی مغرب راه ارابه رو زیوه به سلوانا، در دره ٔ سردسیری واقع اس
چناریلغتنامه دهخداچناری . [ چ ِ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: محلی است متعلق به قاینات که بایر میباشد. (از مرآت البلدان ج 4 ص 274).
چناریلغتنامه دهخداچناری . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایین شهرستان نهاوند که در 12 هزارگزی جنوب باختری شهر و 3 هزارگزی کیان واقع است و 45 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی
چناریلغتنامه دهخداچناری .[ چ ِ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: دهکده ای است از روستاهای نهاوند که در سه فرسخی مغرب شهر در پایین کوهر متصل به کوه کرد واقع است . این آبادی پنج ش