119 مدخل
ناسیر. (ص مرکب )گرسنه . که سیر نیست . مقابل سیر. رجوع به سیر شود.
insatiable
آمیخته، شهروا، غشدار، غشی، قلب، ناخالص ≠ سره
ملتخواهی، ملتگرایی، ملیتگرایی
۱. آتش، حرارت، شرار، شرر، شعله، لهیب ۲. دشمنی
naira