نانالغتنامه دهخدانانا. (اِخ ) نَنَّه . (دزی ج 2 ص 632). نام مجسمه ٔ ربةالنوع اِرخ است که در سومر بوده است و آن را «نه نه » هم گفته اند. این مجسمه در حدود 2280 سال ق . م . به دست
نانازیدنیلغتنامه دهخدانانازیدنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) که بدان نازیدن نشاید. که از در مباهات و نازش نیست . که مایه و موجب نازیدن نیست . مقابل نازیدنی .
ناناسلغتنامه دهخداناناس . (اِخ ) از دهات دهستان دول بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه است ، در 46 هزارگزی جنوب شرقی ارومیه و 9500 گزی مغرب جاده ٔ شوسه ٔ ارومیه به مهاباد. در دره ٔ سردسیر
ناناصاحبلغتنامه دهخداناناصاحب . [ ح ِ ] (اِخ ) دان دو پانت ، معروف به ناناصاحب . از رهبران انقلاب و شورش هندیان علیه انگلستان است . وی شورش کانپور را که منجر به قتل عام انگلیسیان شد