ناتللغتنامه دهخداناتل . [ ت ِ ] (اِخ ) ابن قیس تابعی است . (منتهی الارب ). ناتل بن قیس بن زیدبن حبان بن امری ٔ القیس الجذامی ، تابعی شجاعی بود از بزرگان شام و از ساکنان فلسطین .
ناتللغتنامه دهخداناتل . [ ت ِ ] (اِخ ) از آبادیهای میان آمل و دیلمان ، واقع در یک منزلی آمل است . (از مازندران و استراباد ص 51). ده کوچکی است از دهستان ناتل کنار بخش نور شهرستان
ناتل رستاقلغتنامه دهخداناتل رستاق . [ ت ِ رُ ] (اِخ ) از دهات نورمازندران است . (مازندران و استراباد ص 149). از دهستانهای قشلاقی بخش نور شهرستان آمل و بین دهستانهای اهلمرستاق ، ناتل ک
ناتل کنارلغتنامه دهخداناتل کنار. [ ت ِ ک ِ ] (اِخ ) از دهات نور مازندران است . (مازندران و استراباد ص 149). یکی از دهستانهای قشلاقی بخش نور شهرستان آمل است و در قسمت شمالی بخش نور بی
ناتلیلغتنامه دهخداناتلی . [ ت ِ ] (ص نسبی ) منسوب است به ناتل از بلاد نواحی آمل طبرستان . (الانساب سمعانی ).
ناتلنگلغتنامه دهخداناتلنگ . [ ت ِ ل ِ ] (ص مرکب ) کسی که ناتلنگی و نارفاقتی میکند : نیست یکذره رحم در دل تومیکشی ناتلنگ و می آئی .حسن بیک تهرانی (از آنندراج ).