ناهملغتنامه دهخداناهم . [ هَِ ] (ع ص ) صارخ . (المنجد). نعت فاعلی از نهم و نهمة است . رجوع به نهم شود.
ناهم کوکلغتنامه دهخداناهم کوک . [ هََ ] (ص مرکب ) که هم کوک نیست . سازی که سیم هایش کوک نباشد. مقابل هم کوک .
ناهموارفرهنگ مترادف و متضاد۱. کج، معوج، ناصاف ۲. بیترتیب، بینظم، درشتناک ۳. پستوبلند، پشته، گریوه ۴. خشن، درشت، ستبر، گنده، نخراشیده ۵. ناراست، ناشایسته، نامعقول ≠ هموار