نایهلغتنامه دهخدانایه . [ ی ِ ] (اِخ ) از دهات دهستان حومه ٔبخش مرکزی شهرستان قم است و در 8 هزارگزی شمال قم و7 هزارگزی شمال دستجرد، در ناحیه ٔ کوهستانی سردسیری واقع است و 1400 ت
کنایهدیکشنری فارسی به انگلیسیallusion, cue, double-entendre, inkling, innuendo, insinuation, sarcasm, intimation, quip, shot
کنایهلغتنامه دهخداکنایه . [ ک ِ ی َ / ی ِ ] (از ع ، اِ) کنایة. کنایت . رجوع به کنایت و ماده ٔ قبل و ترکیبهای این کلمه شود.
کنایهفرهنگ انتشارات معین(کِ یِ) [ ع . کنایة ] (مص ل .) گفتن سخنی که بر غیر موضوع اصلی خود دلالت کند مانند ناخن خشک به معنی خسیس و ممسک . ج . کنایات .