گنللغتنامه دهخداگنل . [ گ َن ْ ن َ ] (اِخ ) ژان نیکلا (1791 - 1852 م .). شیمی دان فرانسوی که در سارلوئی متولد شد. وی روشهای مومیایی کردن را بررسی و تحقیق کرده است .
گونلولغتنامه دهخداگونلو. [ گ َ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اوج تپه بخش ترکمان شهرستان میانه . واقع در 13000گزی جنوب بخش و 9000گزی شوسه ٔ میانه به تبریز. کوهستانی و هوای آن معتد
گونلولغتنامه دهخداگونلو. [ گ َ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان . در 24هزارگزی شمال قصبه ٔ رزن و 8هزارگزی شمال تولکی تپه قرار گرفته است . کوهستانی و هوا
نلچلغتنامه دهخدانلچ . [ ن َ ] (اِ) رطوبت دنبل و زخم . (برهان قاطع) (آنندراج ). چرک و رطوبتی که از دنبل و زخم می پالاید. (ناظم الاطباء). رجوع به نمچ شود.
نلکلغتنامه دهخدانلک . [ ن ِ / ن َ ] (اِ) آلوی کوهی بود سرخ و خرد و ترش . (لغت فرس اسدی ص 286). آلوی ترش و کوهی بود. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). میوه ای است گرد سرخ یا زرد و