نباشلغتنامه دهخدانباش . [ ن َب ْ با ] (ع ص ) صیغه ٔ مبالغه ازنبش است . رجوع به نبش شود. || کفن دزد. کفن کش . (غیاث اللغات ) (منتخب اللغات ) (آنندراج ). کفن آهنج . (دهار) (ناظم ا
نباشةلغتنامه دهخدانباشة. [ ن ِ ش َ ] (ع اِمص ) حرفه ٔ نباش قبرها.(از اقرب الموارد) (از المنجد). عمل نباش . نباشی .
نباشیلغتنامه دهخدانباشی . [ ن َب ْ با ] (حامص )کفن آهنجی . (ناظم الاطباء). نبش قبر کردن . شکافتن قبرو دزدیدن کفن . عمل نباش . رجوع به نبش و نباش شود.
نوباشلغتنامه دهخدانوباش . [ ن َ / نُو ] (ص ) به معنی سرمد. ظاهراً از لغت های مصنوع ملا فیروز [ مؤلف فرهنگ دساتیر ] است . (یادداشت مؤلف ).