چلیکkegواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بشکة باریک با ظرفیت تقریبی 5/113 لیتر، برای حمل و نگهداری مایعات و موادی مانند میخ و باروت
نثللغتنامه دهخدانثل . [ ن َ ] (ع مص ) گوشت پاره پاره کرده در دیگ انداختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || زره افکندن از کسی . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب المو
نثللغتنامه دهخدانثل . [ ن َ ث َ ] (ع ص ) حفرة نثل ؛ چاه کنده شده . (ناظم الاطباء). محفور. (اقرب الموارد). کندیده . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ).
نثلةلغتنامه دهخدانثلة. [ ن َ ل َ ] (ع اِ) گو میان دو بروت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گودی میان دو بروت . (ناظم الاطباء). جویک لب .(دستور اللغة). نقره ٔ میان شاربین . (از اقرب
نثوللغتنامه دهخدانثول . [ ن َ ] (ع ص ) امرأة نثول ؛ زن که اکثر گوشت پاره پاره در دیگ اندازد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). زنی که گوشت را پاره پاره کرده در دیگ ا