نیریلغتنامه دهخدانیری . [ ن َی ْ ی ِ ] (اِخ ) میرزا طاهربن قدیم خان شیرازی . از شاعران قرن سیزدهم است . مدتی در هندوستان مداح حکمران دکن بود و در همان دیار به سال 1256 هَ .ق . د
نیریزلغتنامه دهخدانیریز. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش دهدز شهرستان اهواز. در 8هزارگزی جنوب غربی دهدز، در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع است و دارای 150 تن سکنه است . آ
نیریزیلغتنامه دهخدانیریزی . [ ن َ ] (اِخ ) احمد نیریزی (میرزا، یا میر...) از مردم نیریز فارس و از خوشنویسان معروف قرن دوازدهم است . چند فقره کتب ادعیه و کتیبه های دو طرف ایوان چهل
نیریزیلغتنامه دهخدانیریزی . [ ن َ ] (اِخ ) فضل بن حاتم نیریزی ، مکنی به ابوالعباس . از منجمان قرن چهارم و از مقربان المعتضد باﷲ عباسی است . کتاب احداث الجو را برای خلیفه تألیف کر
نیرینلغتنامه دهخدانیرین . [ ن َی ْ ی ِ رَ ] (ع اِ) تثنیه ٔ نیر است . رجوع به نَیِّر شود. || آفتاب و ماه . (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). رجوع به نیر و نیر اعظم و نیر اصغر و نیز