نیانلغتنامه دهخدانیان . (اِخ ) دهی است از دهستان شمیل بخش مرکزی شهرستان بندرعباس . در 88هزارگزی شمال شرقی بندرعباس ، بر سر راه مالرو میناب به احمدی ، در جلگه ٔ گرمسیری واقع و دا
نیانلغتنامه دهخدانیان . (اِخ ) نام بلوکی از بخش گیلان شهرستان شاه آباد است . این بلوک در 18هزارگزی جنوب گیلان بین بلوک ویژنان و دهستان ایوان واقع شده و منطقه ای است کوهستانی و گ
جنیانلغتنامه دهخداجنیان . [ ج ُن ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان تیلکوه بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج و دارای 320سکنه . آب از رودخانه و چشمه . محصول آنجا غلات ، توتون ، روغن ، پشم ، عسل
کونیانلغتنامه دهخداکونیان . (اِ) به معنی خواب باشدکه نوم خوانند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
گونیانلغتنامه دهخداگونیان . (اِخ ) دهی است از دهستان بالا شهرستان اردستان .واقع در 15هزارگزی جنوب باختر اردستان و 9هزارگزی باختر شوسه ٔ اردستان به اصفهان . کوهستانی و هوای آن معتد
جنیانجکثلغتنامه دهخداجنیانجکث . [ ] (اِخ ) قصبه ٔ تغزغز است ، شهری میانه است و مستقر ملک است و بحدود چین پیوسته است . بتابستان اندر وی سخت گرم بود و بزمستان سخت خوش و بنزدیکی وی کوه
نیان زاغابلغتنامه دهخدانیان زاغاب . [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد. در 7هزارگزی شمال شرقی بجستان و در منطقه ٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و 106 تن