نزقلغتنامه دهخدانزق . [ ن َ ] (ع مص ) برسکیزیدن اسپ بر ماده ، یا پیش درآمدن از سبکی و چستی و برجستن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). برسکیزیدن نریان بر مادیان ، یا به چستی و چال
نزقلغتنامه دهخدانزق . [ ن َ زَ ] (ع مص ) سبکی و شتابی نمودن وقت خشم . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نَزْق . نزوق . (از اقرب الموارد). || پر شدن و لبالب شدن کو
نزقلغتنامه دهخدانزق . [ ن َ زِ ] (ع ص ) سبک . خفیف . (ناظم الاطباء). آنکه هنگام غضب به هیجان درآید و سبکی کند. (از اقرب الموارد). صفت است ازنَزْق . رجوع به نَزْق شود. || نزق ال
نزقلغتنامه دهخدانزق . [ ن ُ زُ ] (ع اِمص ) نَزْق . (فرهنگ نظام ). و در فرهنگ خطی نیز «نزق ؛ خفّت و طیش و شتاب و چستی باشد و به ضمتین مثله ». اما در فرهنگهای معتبر عربی به دسترس
جنزقلغتنامه دهخداجنزق . [ ج َ زَ ] (معرب ، اِ) گنزک . شیز. تخت سلیمان . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به گنزک شود.
چونزقلغتنامه دهخداچونزق . [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل . 111 تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. محصولاتش غلات و حبوبات است . (از فرهنگ جغرافیای
کنزقلغتنامه دهخداکنزق . [ ک َ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایردموسی است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 1131 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
چونزق پائینلغتنامه دهخداچونزق پائین . [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل . 60 تن سکنه دارد، از چشمه آبیاری میشود. محصولاتش غلات و حبوبات است . (از فرهنگ جغر