نشنیدنلغتنامه دهخدانشنیدن . [ ن َش ِ دَ / ن َ دَ ] (مص منفی ) استماع نکردن . مقابل شنیدن . || نپذیرفتن . قبول نکردن : به آواز گفتند ما با توایم ز تو بگذرد پند کس نشنویم .فردوسی .
نشنیدنیلغتنامه دهخدانشنیدنی . [ ن َ ش ِ دَ / ن َ دَ ] (ص لیاقت ) چیزی که قابل و لایق شنیدن نباشد. (ناظم الاطباء). مقابل شنیدنی .
چنانیدنلغتنامه دهخداچنانیدن . [ چ َ دَ ] (مص )چیدن فرمودن و چنیدن . چیدن . و رجوع به چنیدن و چیدن شود. || فراهم آوردن . || پند دادن و چنیدن . (ناظم الاطباء). و رجوع به چنیدن شود.