نشاللغتنامه دهخدانشال . [ ن َش ْ شا] (ع ص ) آن که گرده ٔ نان را در دیگ فروبرده تر کند و تنها خورد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نَشّاف . (اقرب الموارد). رجوع به
کانونش الکترومغناطیسیelectromagnetic focusingواژههای مصوب فرهنگستانتنظیم باریکة الکترونها در لامپ تصویر تلویزیون که در آن با تغییر دادن جریانهای مستقیم گذرنده از پیچهها میدان مغناطیسی را تغییر میدهند
زمانپروازسنجی یونش الکتروافشانهایelectrospray ionisation time-of-flight, ESI-TOFواژههای مصوب فرهنگستانروش حاصل از تلفیق روشِ یونش الکتروافشانهای مولکولهای هدف از یک سو و دقت آشکارسازی روش زمانپروازسنجی از دیگر سو برای تعیین دقیق طیفهای قطعهیون و اجرام آنها
پادکنش الکترونیکیelectronic countermeasures, ECMواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از جنگ الکترونیکی، شامل اقداماتی برای کاهش استفاده مؤثر دشمن از طیف الکترومغناطیسی یا جلوگیری از آن اخت. پادکال مت. حمله الکترونیکی electronic attack, EA
پادکنش الکترونیکیelectronic countermeasures, ECMواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از جنگ الکترونیکی، شامل اقداماتی برای کاهش استفادۀ مؤثر دشمن از طیف الکترومغناطیسی یا جلوگیری از آن اختـ . پادکال ECM متـ . حملۀ الکترونیکی electronic atta
پادکنش الکترونیکی انهدامسختhard-kill electronic countermeasuresواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پادکنش الکترونیکی که در آن از سلاحهای انهدامسخت برای انهدام هدف استفاده میکنند اختـ . پادکال انهدامسخت
کاهگلگویش اصفهانی تکیه ای: singel طاری: kaxgel طامه ای: kâhgel طرقی: kahgel کشه ای: kâhgel نطنزی: kâhgel