ترقcrack 1واژههای مصوب فرهنگستاننمودی صوتی براثر ترکیدن قهوه درطی فرایند برشتهکاری که نشانة مرحلهای از این فرایند است
ترقولغتنامه دهخداترقو. [ ت َ ] (مغولی ، اِ)بافته ٔ ابریشمی سرخ رنگ . (ناظم الاطباء) : بستد زبرای قدم خسرو خاوربر بام افق شکل سراپرده ٔ ترقو. آزری (از لسان العجم شعوری ورق 289 ب