ترمرالغتنامه دهخداترمرا. [ ت ِ م ِ ] (اِ) در هندی جرجیر را گویند. رجوع به الفاظ الادویه و جرجیر شود.
چترمانلغتنامه دهخداچترمان . [ چ َ ] (ص مرکب ) سلاطین و امرا را گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). حاکم و فرمانروا. (ناظم الاطباء). چترمن . چتری . صاحب چتر. دارنده ٔ علامت چتر. رجوع به
چترمانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. صاحب چتر؛ دارای چتر.۲. [مجاز] دارای چتر پادشاهی؛ پادشاه؛ فرمانروا.
ترمائیکلغتنامه دهخداترمائیک . [ ت ِ ] (اِخ ) (خلیج ...) نام باستانی خلیج سالونیک . رجوع به ترم و سالونیک شود.