تعیناتلغتنامه دهخداتعینات . [ ت َ ع َی ْ ی ُ ] (اِ) چیزهای مخصوص و حصه ها و بهره ها. || حق خدمت و حق زحمت و خدمت و منصب . (ناظم الاطباء).
تعیشاتلغتنامه دهخداتعیشات . [ ت َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان میان آب بخش شهرستان شوشتر است که در حدود یکصد تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
تعییناتلغتنامه دهخداتعیینات . [ ت َع ْ] (ع اِ) ج ِ تعیین . فارسیان بمعنی متعین استعمال کنند و این مجاز است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || مواجب ها و مقرریها و مناصب . (ناظم الاطبا
تیناتلغتنامه دهخداتینات . (اِخ ) موضعی به فاصله ٔ ده فرسخ از مصر. (غیاث اللغات ). بندری و فضائی است در ساحل شام ، نزدیک مصیصة که کشتی ها از آنجا با چوب مجهز شده و پر گشته بطرف مص