54 مدخل
قضاوت شده، قضاوت کردن، داوری کردن، حکم دادن، تشخیص دادن، محاکمه کردن
قضاوت در شخصی
قضاوت به طور پیش فرض
قضاوت در رم
پیادهروی، در کوزه ریختن
قابل قضاوت
judge, justice
judge