تعلغتنامه دهخداتع. [ ت َ ] (علامت اختصاری ) بجای تعالی نویسند. (ناظم الاطباء). رمز است از تعالی . و رجوع به همین کلمه شود.
تعلغتنامه دهخداتع. [ ت َع ع ] (ع مص ) درماندن در سخن . || درشکوخیدن ستور در ریگ . || سست شدن و فروهشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سست شدن . (از اقرب الموارد). || قی کردن
کتعلغتنامه دهخداکتع. [ ک َ ] (ع مص ) کتع به ، برد آنرا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چستی و چالاکی کردن کسی در کار خود و کوشش نمودن .(از ناظم الاطباء). چ
کتعلغتنامه دهخداکتع. [ ک ُ ت َ ] (ع اِ) ج ِ کِتَع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به کتع شود. || ج ِ کُتعَة. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به کتعة شود. || ج ِ کَتعاء
کتعلغتنامه دهخداکتع. [ ک ُ ت َ ] (ع ص ) مرد سبک و چست در کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجل کتع؛ مرد آماده در کار خود. (از اقرب الموارد). || مرد ترنجیده و منقبض از کار. ضد