تسه تسهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحشرهای افریقایی شبیه مگس که ناقل تریپانوزوم افریقایی است و با نیش زدن به انسان و بعضی جانوران آنها را به بیماری خواب مبتلا میکند.
تسه تسهلغتنامه دهخداتسه تسه . [ ت ِ س ِ ت ِ س ِ ] (اِ) نوعی مگس آفریقایی از جنس گلوسین که موجب انتشار بیماری خواب میگردند.
یانگ تسه کیانگلغتنامه دهخدایانگ تسه کیانگ . [ ت ِ س ِ ] (اِخ ) یکی از رودهای بزرگ جهان و طویلترین رود چین که از تبت سرچشمه میگیرد و از چین مرکزی می گذرد و مسیر آن پنج هزار و پانصد کیلومتر
تسهوکلغتنامه دهخداتسهوک . [ ت َ س َ وُ ] (ع مص ) آهسته و سبک رفتن ستور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نرم رفتن . (اقرب الموارد) (از متن اللغة). || زشت رفتن . || تسهوک در رفتن کس