تقاعسفرهنگ انتشارات معین(تَ عُ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - از کاری سر باز زدن . 2 - عقب ماندن ، به تأخیر افتادن . 3 - طفره رفتن .
تقاعسلغتنامه دهخداتقاعس . [ ت َ ع ُ ] (ع مص ) باز پس شدن از کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). باز پس شدن از کاری و اقدام نکردن به آن . (از اقرب الموارد). || دیری ک
تقاعدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [منسوخ] بازنشستگی.۲. [منسوخ] بازنشسته شدن.۳. [قدیمی] از کاری بازماندن.۴. [قدیمی] گوشهنشینی و کنارهگیری.۵. [قدیمی] بازایستادن از کاری.