تضاعفلغتنامه دهخداتضاعف .[ ت َ ع ُ ] (ع مص ) دوچند شدن آنچه کسی را بود و دوچندان کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دوچندان شدن چیزی که از پیش بود. (از اقرب الموارد
تضاعیفلغتنامه دهخداتضاعیف . [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تضعیف . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || تضاعیف الشی ٔ؛ ماضعف منه و لیس له ُواحد و تضاعیف الکتاب ؛ اضعافه . (یادداشت مرحوم دهخدا). تضاع
تضافلغتنامه دهخداتضاف . [ ت َ ف ف ] (ع مص ) (از «ض ف ف ») انبوهی کردن و گرد آمدن بر آب و جز آن وقت سبک گردیدن حال آنها. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || سبک گردیدن ا
تضافرلغتنامه دهخداتضافر. [ ت َ ف ُ ] (ع مص ) با هم مدد کردن و یاری نمودن در کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). هم پشت شدن و یکدیگر را یاری دادن . (آنندراج ). با هم مدد و یاری کر