99 مدخل
جون
قایق جون
jongleurs
jonnock
جانی
jongleur
بيهوشي , هوش بري , حالت بي حسي وخواب الودگي , بي حالي
۱. بیحس، سست، کرخ، کرخت ۲. بیحس کردن، سست کردن، کرخت کردن
۱. روانگردان، مخدر ۲. سستکننده، کرختساز
narcotization
narcotize
jonahism
jonquil ها، گل نسترن، گل عنبری