تخللفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. در میان قوم شدن.۲. درآمدن در میان مردم.۳. در چیزی نفوذ کردن و رخنه پیدا کردن.۴. چیزی از لای دندان درآوردن؛ خلال کردن دندان.
تخللفرهنگ انتشارات معین(تَ خَ لُّ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) به میان مردم رفتن . 2 - در چیزی رخنه کردن . 3 - (مص م .) خلال کردن دندان .
تخلللغتنامه دهخداتخلل . [ ت َخ َل ْ ل ُ ] (ع مص ) به میان گروهی در شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). درآمدن در میان کسان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (المنجد). در میان قوم