تماتهلغتنامه دهخداتماته . [ ت َ ت ُه ْ ] (ع مص ) دور شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تباعد. (اقرب الموارد). || تغافل . (اقرب الموارد).
کتمارهلغتنامه دهخداکتماره . [ ک َ رَ] (اِخ ) نام پهلوانی ایرانی . پسر قارن : سوی راست جای فریبرز بودبه کتماره ٔ قارنان داد زود.فردوسی (شاهنامه ٔچ بروخیم ج 5 ص 1228).