تمللغتنامه دهخداتمل . [ ت َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خشکبیجار که در بخش خمام شهرستان رشت واقع است و 985 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
تمللغتنامه دهخداتمل . [ ت ُ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اشکور که در بخش تنکابن شهسوار واقع است و 324 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
تملکفرهنگ مترادف و متضاد۱. استملاک، تحصیل، تملیک، تصاحب، تصرف ۲. دارایی، مالکیت ۳. دارا شدن، صاحب شدن، مالک شدن، به تصاحبدرآوردن، بهچنگ آوردن ≠ از کف دادن، ازدست دادن
تملکلغتنامه دهخداتملک . [ ت َ ل ِ ] (اِخ ) نام صحابیه ای . (منتهی الارب ). نام زنی صحابی . (ناظم الاطباء).