تمیسفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی بالارونده با برگهای متناوب به شکل قلب، گلهای خوشهای و به رنگ سبز، و میوههای کوچک و کروی و ترشمزه.
تمیسTamusواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از تمیسیان بالاروندۀ علفی با برگهای قلبیشکل و آرایش مارپیچی و میوههای ستۀ قرمز درخشان
تمیسلغتنامه دهخداتمیس . [ ت َ ] (اِ) گیاهی از تیره ٔ سوسنی ها که بالارونده و دارای برگهای متناوب ، شفاف ، قلبی شکل و نوک تیز است و ممکن است تا ارتفاع 8 گز هم برسد. گلهای آن مایل
تمیسلغتنامه دهخداتمیس . [ ت َ م َی ْ ی ُ ] (ع مص ) خرامیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). تبختر. (اقرب الموارد).
تمیس تیوسلغتنامه دهخداتمیس تیوس . [ ت ِ یُس ْ ] (اِخ ) فیلسوف و معلم بدیع و فصاحت و بلاغت یونان در قرن چهارم میلادی . (از لاروس ). رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
تمیس سیرلغتنامه دهخداتمیس سیر.[ ت ِ ] (اِخ ) در تاریخ ایران باستان آرد:... در همسایگی گرگان مردمی بودند موسوم به زنان آمازون . اینها در جلگه ٔ موسوم به تمیس سیر، در کنار رود «ترمودو
تمیسکورهلغتنامه دهخداتمیسکوره . [ ت ِ رِ ] (اِخ ) ناحیه ای قدیمی در ولایت طرابوزان بود و یونانیان آن را مرکز قوم آمازون می دانسته اند. (از قاموس الاعلام ترکی ). ظاهراً تلفظ ترکی تمی
تمیسسانانDioscorealesواژههای مصوب فرهنگستانراستهای از تکلپهایها که در ردهبندی اِی.پی.جی. سه تیره را شامل میشوند
تمیسیانDioscoreaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از تمیسسانانِ درختچهای یا علفی بالارونده که دارای زمینساقه یا غده هستند و برگهای آنها غالباً قلبیشکل یا پیکانی است